پرنده بهشت 2

دوست های آبجی

عزیز دلم تو ماه دی دوستهای آبجی جونی که البته باباهاشون با باباعلی و مامانهاشون هم با من دوست هستند برای دیدن شما به خونمون اومدند . بچه ها همه خیلی مشتاق بودند که بغلت کنند منم از این فرصت استفاده کردم و از شما تو بغل هرکدومشون عکس گرفتم .    شب خیلی خوبی بود و به ما خیلی خوش گذشت و بچه ها هم کلی بازی کردند. انشاالله عاقبت همتون خیر باشه و همیشه در تمام مراحل زندگیتون موفق باشید   ...
20 فروردين 1394

شب یلدا

امسال شب یلدا مصادف با چهل و هشتم امام حسین بود برای همین ما برنامه خاصی نداشتیم  صبحش به امامزاده سید رفتیم  . البته چند شب بعد یعنی 6 دی خانه خلاقیت ژاهو جشن شب یلدا بود ما شما را به اونجا بردیم و با لباس محلی ازتون عکس گرفتیم البته لباسها برای شما بزرگ بود.   تو این عکس شما با حرص تمام میخواستی این هویج بزرگ را توی دهنت بگذاری ...
17 فروردين 1394

محرم 93

این عکسها مربوط میشه به اولین سالی که پسر گلم توی ماه محرم حضور داره وهمراه آبجی گلش تو مراسم عزاداری آقا شرکت کرد       این عکسها مربوط میشه به همایش شیرخواره های حسینی که در سالن الغدیر  برگزار شد توی این عکس شما تو بغل آبجی هستی کوثرجون خیلی اصرار داشت که تو بغلش باشی و ازتون عکس بگیرم انشاالله آقا امام حسین (ع) نگهدار شما دو گل نازنین و عزادار کوچولوهاش باشه   ...
17 فروردين 1394

خانه بازی

عسلم اولین بار توی شش ماهگیت ما شما و ابجی را به خانه بازی بردیم اونجا خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصاً آبجی که خیلی بازی کرد  اولش شماخوابیدی و بعد که بیدار شدی شما را سوار تاب و سرسره کردیم ولی خیلی این محیط برات عجیب بود و دائم این ور و اون ورو نگاه میکردی . عسلهای من عاشقتونم ...
17 فروردين 1394
1